پسر آريايی
نقشه

دورود بر شما

در این قسمت می خوام چند تا نقشه از کشورمون ایران در زمان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان  براتون بزارم. با دیدن نقشه ها می تونیم به شکوه و عظمت امپراتوری پارس پی ببریم. همچنین مسیر لشکر کشی های بزرگانی همچون داریوش بزرگ (به یونان و اروپا)و خشایارشا (به یونان) و اردشیر پاپکان (بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی) و شاپور اول (پورِ اردشیر بابکان) رو می تونیم ببینیم .    

(برای دیدن نگاره ها در اندازه ی واقعی روی آن ها کلیک کنید)

 

۱- این نقشه امپراتوریِ پارس در زمان اوج قدرت (زمان داریوش بزرگ) هخامنشیان رو نشون میده. مرز بندی ساتراپی ها (ایالت ها) و همچنین جاده شوش ـ سارد که به دستور داریوش بزرگ احداث شد در نقشه مشخص می باشد :

        

"16593479943627072607.jpg"

این نقشه هم مربوط به همین دوران هست:

در نقشه ای که در زیر می بینید مسیر لشکر کشی داریوش بزرگ به یونان و محل وقوع نَبرد ماراتن بین پارسی ها و یونانی ها نشان داده شده. همونطور که می دونید این نبردِ معروف به سود یونانی ها تمام شد (بر خلاف انتظار) و آن ها توانستند استقلال یونان را تا ۵ سال بعد از این جنگ حفظ کنند. داریوش بزرگ به پارسه برگشت تا سال بعد دوباره به یونان لشگر بکشد. اما اجل مهلتش نداد و به مرگ طبیعی جان سپرد.تا این که خشایارشا (پورِ داریوش بزرگ) به سال ۴۸۱ ق.م در سن ۳۹ سالگی خاک آتن را زیر پا نهاد و معابد شهر را به آتش کشید:( داستان حمله خشایارشا به یونان پایینتر آمده است)

 

 

۲-در نقشه زیر مرز های ایران و یونان رو در سال های اول پادشاهی خشایارشا( خشئ اَر شَه ) می بینیم. در این قسمت می خوام یه خورده مفصل در باره لشکر کشی خشایارشا به یونان براتون بگم. به این خاطر که فیلم هالیوودی 300 در باره نبرد ترموپیل ساخته شده و به کلی چهره ی پارسی ها رو دگرگون نشان داده است.

در سال 481 ق.م تدارک سفر جنگی خشایار شا به یونان بعد از سه سال پایان یافت و سپاهیانی که از ملل مختلف تشکیل می شد در کاپادوکیه(شرق ترکیه امروزی) گرد هم آمدند تا زمستان را در لیدیه(غرب ترکیه امروزی) بگذرانند. تمام ساتراپی ها (ایالت ها ) به سهم خود نیرویی جهت این لشکرکشی بزرگ فرستاده بودند. هر دسته از سواره و پیاده نظام فرمانده مخصوصی داشت و فرماندهی تمام نیروها با مردونیوس (سردار بزرگ سپاه ایران و مشاور نظامی خشایارشا) بود. در این جنگ نقش عمده را نیروی دریایی ایفا می کرد چرا که بهترین راه فرار یونانی ها از راه دریا بود. نیروی دریایی ایران که توسط فنیقی ها (لبنان امروزی) و مصری ها و یونانیان تبعه ی ایران آماده شده بود شامل 1207 فروند کشتی جنگی و 3000 کشتی مخصوص حمل آذوقه و اسلحه و مهمات بود.

حرکت لشکری به این بزرگی که عده حقیقی آن معلوم نیست( در اسناد مختلف تاریخی آمار لشکر ایران بین هفتصد هزار تا دو میلیون تَن آمده که البته تامین و مدیریت دو میلیون سرباز آن هم 48۰سال ق.م چندان با عقل سلیم جور در نمی آید) بدون شک منظره زیبایی را به وجود می آورد. این سپاه از لیدیه خارج شد و راه  داردانِل را برای عبور از دریا پیش گرفت . چون خبر مقدمات لشکر کشی ایران به مردم تسالی رسید از یونان تقاضای کمک کردند و یونان نیز ده هزار نفر به کمک ایشان فرستاد . اما این عده وقتی به محل امپه رسیدند شکوه و بزرگی سپاه ایران باعث شد که بازگردند و به دنبال کار خویش بروند و مردم تسالی چو این را دیدند به ایرانیان پیوستند و دست از ستیز برداشتند.

مردم اسپارت (پایتخت نظامی یونان) هفت هزار نفر سپاهی را (که در فیلم 300 تعداد آن ها سیصد نفر است) به فرماندهی لئونیداس (حاکم شهر اسپارت) مامور محافظت از تنگه ترموپیل (که در تصویر با علامت ستاره مشخص شده) کردند . خشایارشا در مقابل اسپارتی ها چهار روز بدون آن که حمله کند باقی ماند تا نیروی دریایی به کمک او برسند و وقتی این منظور حاصل شد ابتدا گروهی از فینیقی ها را به جنگ فرستاد که نتوانستند کاری از پیش ببرند . چند بار دیگر گروه هایی از ملل دیگر به جنگ فرستاده شدند که به خاطر موقعیت استراتژیک محل به سود اسپارتی ها موفق به باز کردن تنگه نمی شدند. در نهایت تعدادی از سپاه جاویدان (که نیروهای پارسی بودند) اعزام شدند که باز هم کاری از پیش نرفت. البته در این بین هر دو طرف تلفات زیادی دادند. در نهایت خشایارشا به وسیله یک یونانی از راهی که در عقب ناحیه کوهستانی آن سرزمین قرار داشت با خبر شد. محافظین راه در مقابل نیروی ایرانی عقب نشینی کردند و لئونیداس و یارانش که به سیصد نفر کاهش یافته بودند تا نفر آخِر کشته شدند. لشکر ایران از تنگه به سمت آتن عبور کرد و آتن بدون مقاومت و به آسانی به تصرف در آمد. به فرمان خشایارشا خانه های شهر کوچکترین آسیبی ندیدند و مردم شهر کشتار نشدند و تنها به تلافی به آتش کشیدن سارد(پایتخت لیدیه) معبد آتِنا به آتش کشیده شد .

 

 

در این میان تعداد زیادی از آتن فرار کرده بودند و راه دریا در پیش گرفته بودند که با رهگیری کشتی های ایران که پیش از آن در اثر طوفان خسارات شدیدی دیده بودند در محاصره قرار گرفتند . به این ترتیب جنگ دریایی سالامیس که در بین غربی ها شهرت خاصی دارد به مدت سه روز در گرفت که در نهایت به خاطر قرار گرفتن ایرانی ها در تنگنای سالامیس به سود یونانی ها خاتمه یافت .

بعد از آن خشایارشا عده ای سپاه به فرماندهی مردونیوس در یونان باقی گذاشت که به جنگ با یونانی ها ادامه دهد و خود به دلیل کمی اهمیت موضوع به پارسه بازگشت .

 

 

 

۳- در نقشه زیر مسیر لشکرکشی اسکندر مقدونی و سرزمین هایی که او در خلال ۱۲ سال ( از ۳۳۵ تا۳۲۳ ق.م ) در نوردید را می بینید . پس از این که اسکندر وارد قلمرو ایران شد داریوش سوم که از طرفی با شورش های داخلی مواجه بود با سپاهی حدود چهل هزار نفر به مصاف او رفت. نخستین جنگ اسکندر با داریوش سوم در کنار رودخانه گرانیکوس در غرب ترکیه امروزی ( که محل آن در نقشه مشخص است ) روی داد. اسکندر دو بار تا سر حد مرگ پیش رفت . بدین ترتیب که سپهرداد سردار ایرانی و برادرش با زوبین و شمشیر قصد جانش کردند و حتی ضرباتی بر شانه و کلاه او وارد آوردند ولی هر دوی آنان به وسیله سرداران اسکندر کشته شدند. این نبرد به دلیل کشته شدن بسیاری از سرداران بزرگ ایران با پیروزی اسکندر پایان یافت.

چون خبر حرکت اسکندر به سوی ایران به داریوش سوم رسید از هر سوی ایران سپاهی فراهم آورد و لشکری که آمار آن را از سیصد و بیست هزار تا ششصد هزار نوشته اند عازم جلوگیری دشمن گردید. دو سپاه در نزدیکی شهر ایسوس (این جنگ بعدها به جنگ ایسوس شهرت یافت) با یکدیگر روبرو شدند. ایسوس در خلیج اسکندرون واقع بود و جنگ در دشتی به همین نام روی داد. در جنگ ایسوس سپاهیان اسکندر در تنگنا قرار گرفتند و هر لحظه بیم نابودی آن ها می رفت . ولی اسکندر با روحیه قوی به جنگ ادامه داد. بسیاری از سپاهیان دو طرف کشته شدند و داریوش سوم مجبور به تَرک میدان شد و مادر و زن و پسر و دخترش اسیر سپاهیان اسکندر شدند. داریوش بر آن شد که با اسکندر صلح کند. اما اسکندر راضی به صلح نشد و به پیشروی خود ادامه داد.

اسکندر به آسانی بر سراسر مصر دست یافت و فرمان داد در کنار دریای مدیترانه بندری به نام او ساختند که همان بندر اسکندریه است . سپس با هدف تسخیر ایران از مصر به سوریه بازگشت و به سرعت از فُرات و دجله گذشت و در محل گوگمل ( نزدیک موصل و اربیل عراق ) با سپاه داریوش سوم روبه رو گردید. ابتدا زیادی سپاهیان ایران لشکر اسکندر را ترساند . ولی او سپاه خود را به جنگیدن تشویق کرد و خود را بی باکانه به ارابه داریوش سوم رساند و ارابه رانش را کشت و همین امر موجب وحشت و پراکندگی و در آخر شکست سپاه ایران و فرار داریوش سوم شد .

اسکندر پس از این پیروزی به سمت ایران حرکت کرد و شهرهای مهم بابل و شوش را به آسانی فتح و غارت کرد( لازم به ذکر است شهر شوش در آن زمان پس از پارسه زیباترین و متمدن ترین و ثروتمندترین شهر جهان بوده است.طلا و جواهرات و سکه های بسیاری در این شهر به دست اسکندر و سپاهیانش افتاد ).

در مسیر حرکت اسکندر به سمت پارسه در تنگنای کوهستانی واقع در رشته کوه های زاگرس سردار رشید و میهن پرست ایرانی به نام آریو بَرزَن (یاد و نامش جاودانه باد) با بیست و پنج هزار ایرانی در مقابل لشکر اسکندر صف آرایی می کنند و با تمام وجود مبارزه می کنند و در آخر با خیانت یک ایرانی که مسیر عبور دیگری را به اسکندر نشان می دهد آریو بَرزَن در محاصره قرار می گیرد و به همراه تمامی یارانش تا آخرین نفس می جنگد و به خاک و خون کشیده می شوند. به این ترتیب اسکندر به سمت پارسه حرکت می کند و به دستور او تمام شهر به آتش کشیده می شود و به هیچ موجود زنده ای رحم نمی کنند . و از شهر آنچه باقی میگذارند که امروز می بینیم. به راستی زیبا ترین و ثروتمندترین شهر جهان به تلی از خاکستر تبدیل شد. در تاریخ آمده است که مردان و زنان پارسی برای این که ننگ تجاوز روی پیشانی شان نماند روی پشت بام خانه ها می رفتند و خود و بچه هایشان را به پایین می انداختند. و این بود سرانجام شاهنشاهی با شکوه هخامنشی که بیش از دو و نیم قرن به جهان متمدن آن روز حکومت کردند و در تمام قلمرو خود داد گستردند.

اسکندر به پیشروی های خود همانگونه که در نقشه می بینید ادامه می دهد و در پایان تمام کشتار ها و لشکر کشی هایش( که دوازده سال به درازا کشید ) به شوش باز می گردد و در آنجا در سن سی و دو سالگی مریض می شود و می میرد.

 

 

۴- در نقشه زیر قلمرو اشکانیان را مشاهده می کنید. اگر چه ایران در زمان اشکانیان هیچ گاه به شکوه و بزرگی دوران هخامنشی نرسید اما پادشاهان پارتی ( اشکانیان ) همواره سد محکمی در مقابل تجاوزات رومی ها بودند و بارها رومی ها را در جنگ های مختلف شکست دادند .

 

 

۵- در نقشه زیر قلمرو ساسانیان را می بینید که اصالتا پارسی بودند و از نوادگان ساسان یکی از مؤبدان معبد ناهید در پارسه ( در زمان هخامنشیان ) بودند . اردشیر پور پاپک پور ساسان بنیانگذار این پادشاهیست . اردشیر سرزمین های بسیاری را که دم از استقلال می زدند با تدبیر و درایت و زور تابع دولت مرکزی کرد. در جهت آبادانی کشور چندین شهر جدید در جاهای مختلف بنا کرد و معمولا نام خود را بر این شهر ها می گذاشت . مانند په اردشیرآور ( پیشاور پاکستان امروزی ) ـ به اردشیر ( در کنار رود دجله و در نزدیکی پایتخت تیسپون) ـ بهشت آباد اردشیر ( واقع در دهانه اروندرود )- او روستای خوزی نشین اهواز را به یک شهر مهم تبدیل کرد و نام هرمزداردشیر بر آن نهاد.

در جایی که اکنون آبادان و خرمشهر است شهر بندری بهمن اردشیر را بنا کرد. روستای عرب نشین احسا را تبدیل به شهر کرده و نام فیناداردشیر بر آن نهاد. شهرهای فسا و گور در پارس را نوسازی کرده و نام های رام اردشیر و اردشیرخوره بر آن ها نهاد. به اردشیر کرمان ( بردسیر امروزی ) نیز از آن جمله است .

اردشیر در سال های آخر عمرش تاج و تخت را به پسر خود شاپور ( پور شاه ) منتقل کرد که به شاپور اول شهرت یافت. کارهایی را که شاپور اول در خلال سلطنت خود برای بسط و گسترش حکومت و محکم کردن پایه های آن انجام داد را با کارهای داریوش بزرگ هخامنشی مقایسه می کنند. او نیز مانند پدرش چندین شهر در جاهای مختلف بنا کرد که به نوعی نام شاپور بر آن ها نهاد . می توانید این شهرها را در نقشه شناسایی کنید.

در زمان خسرو پرویز در قرن ششم میلادی ساسانیان به اوج قدرت رسیدند که این اقتدار دیری نپایید و با حملات قیصر روم به ارمنستان و عراق و خزش قبایل عرب از سرزمین های جنوبی دجله و فرات و شکست ایرانیان در جنگ سرنوشت ساز قادسیه عملا به عمر ساسانیان پایان داد و ایران وارد روزگار بعد از اسلام شد.

۶- و در آخر هم این نقشه عجیب رو مشاهده کنید. والا خودمم نمی دونم این نقشه چه زمانی تهیه شده و مربوط به کدام دوران هست . اگه کسی اطلاعاتی در باره این نقشه داره به ما هم بگه. ممنون می شم.

 


بچه های امروزی
                                بدون شرح
   
               برای دیدن نگاره ها در اندازه ی واقعی روی آن ها کلیک کنید.

دارايي بيل گيتس

يك خبر توپ از دارايي بيل گيتس
1- بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درامد داره، يعني 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال!
2 – آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهي داره و بيل گيتس به تنهايي ميتونه ظرف 10 سال تمام بدهي آمريكا را بازپرداخت كنه!
3 – او ميتونه نفري 15 دلار به همه جمعيت جهان بده و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقي خواهد ماند!
4 – اگر مايكل جردن يعني گرانترين ورزشكار آمريكايي هيچ غذا و آبي نخوره و همه 30 ميليون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز كنه، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندي بيل گيتس بشه!
5 – اگر بيل گيتس رو به صورت يك كشور تصور كنيم، 37 مين كشور ثروتمند جهان ميشه! يا به تنهايي درامدي برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايي خواهد داشت، حتي بيشتر از آي بي ام!
6 – اگر همه ثروت بيل گيتس رو تبديل به يك دلاري كنيم ، ميشه جاده اي از ماه تا زمين باهاش كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولي ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد براي جابجايي اين پول ها پرواز كنند.
? – اما!!! اگر كاربران ويندوزهاي مايكروسافت بتونن بابت هرباري كه كامپيوترشون هنگ ميكنه، يك دلار از بيل گيتس خسارت بگيرن، وي تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد!!

                                                                 


خوش اومديد به وبلاگ خودتون

درود به همه دوستانی كه از وبلاگ بازديد مي كنن .

اميدوارم خوشتون بياد . اين وبلاگ در زمينه خاصي نوشته نمي شه و موضوعات مختلفي رو كه اميدوارم واستون جالب باشه بحث مي كنيم. البته بيشتر از تاريخ مي نويسم. نظرات خودتونو از من دريغ نكنيد.

                                                                       

yahoo ID                           

                                                                                       مهرداد